تحلیل صنعت و رقبا با مدل پنج نیروی پورتر

وقتی می‌خواهید سهام یک شرکت را تحلیل کنید، فقط نگاه کردن به صورت‌های مالی و نسبت‌های آن شرکت کافی نیست. باید بدانید آن شرکت در چه صنعتی فعالیت می‌کند و وضعیت رقابت در آن صنعت چگونه است. یکی از بهترین و معروف‌ترین ابزارها برای این کار، مدل پورتر پنج نیرو است که توسط مایکل پورتر در سال ۱۹۷۹ معرفی شد و هنوز هم یکی از قوی‌ترین چارچوب‌های تحلیل استراتژیک به حساب می‌آید. این مدل به شما کمک می‌کند بفهمید یک صنعت چقدر جذاب یا رقابتی است و شرکت‌های داخل آن چقدر قدرت سودآوری دارند. هرچه فشار پنج نیرو کمتر باشد، صنعت سودآورتر و جذاب‌تر برای سرمایه‌گذاری خواهد بود.

اولین نیروی این مدل، تهدید ورود رقبای جدید است.

این نیرو بررسی می‌کند که ورود شرکت‌های جدید به صنعت چقدر آسان یا سخت است. اگر ورود به صنعت نیاز به سرمایه اولیه بسیار بالا، فناوری پیشرفته یا مجوزهای دولتی سختگیرانه داشته باشد، تهدید ورود رقبای جدید پایین می‌آید و شرکت‌های موجود قدرت بیشتری برای حفظ سودآوری خواهند داشت. برای مثال در ایران، ورود به صنعت خودرو یا پتروشیمی بسیار سخت است زیرا سرمایه زیاد، فناوری پیچیده و مجوزهای دولتی لازم است، بنابراین تهدید ورود رقبا پایین است و شرکت‌های موجود در این صنایع معمولاً حاشیه سود بهتری دارند. اما اگر صنعت نیاز به سرمایه کم، فناوری ساده یا برند قوی نداشته باشد، ورود رقبای جدید آسان‌تر می‌شود و فشار روی سودآوری شرکت‌های فعلی افزایش می‌یابد.

دومین نیرو، قدرت چانه‌زنی تأمین‌کنندگان است.

این نیرو نشان می‌دهد که تأمین‌کنندگان مواد اولیه یا خدمات چقدر قدرت دارند تا قیمت را بالا ببرند یا کیفیت را پایین بیاورند. اگر تعداد تأمین‌کنندگان کم باشد، محصولشان منحصربه‌فرد یا بدون جایگزین باشد و هزینه تغییر تأمین‌کننده برای شرکت بالا باشد، قدرت چانه‌زنی تأمین‌کننده افزایش می‌یابد. در صنعت پتروشیمی ایران، تأمین‌کننده اصلی خوراک (نفتا یا گاز) دولت یا شرکت ملی پتروشیمی است، بنابراین قدرت چانه‌زنی تأمین‌کننده بسیار بالاست و شرکت‌ها تحت تأثیر نرخ خوراک دولتی قرار می‌گیرند. اما اگر تعداد تأمین‌کنندگان زیاد باشد، مواد اولیه استاندارد و قابل جایگزین باشند یا شرکت خریدار حجم خرید بالایی داشته باشد، قدرت چانه‌زنی تأمین‌کننده کاهش می‌یابد و شرکت می‌تواند شرایط بهتری بگیرد.

سومین نیرو، قدرت چانه‌زنی مشتریان است.

این نیرو بررسی می‌کند که مشتریان نهایی چقدر قدرت دارند تا قیمت را پایین بیاورند یا شرایط بهتری بخواهند. اگر تعداد مشتریان کم باشد، محصول استاندارد و بدون تفاوت باشد یا هزینه تغییر تأمین‌کننده برای مشتری پایین باشد، قدرت چانه‌زنی مشتری بالا می‌رود. در صنعت خودرو ایران، مشتریان (مردم عادی) قدرت چانه‌زنی پایینی دارند چون گزینه‌های جایگزین محدود است و برندهای داخلی غالب هستند. اما اگر مشتریان پراکنده و زیاد باشند، محصول منحصربه‌فرد یا برند قوی داشته باشد یا تغییر تأمین‌کننده برای مشتری گران یا سخت باشد، قدرت چانه‌زنی مشتری کاهش می‌یابد و شرکت می‌تواند قیمت‌های بهتری نگه دارد.

چهارمین نیرو، تهدید محصولات یا خدمات جایگزین است.

این نیرو بررسی می‌کند که آیا محصول یا خدمات شرکت جایگزین ارزان‌تر یا بهتر دارد یا نه. اگر جایگزین ارزان‌تر یا با کیفیت بهتر وجود داشته باشد و هزینه تغییر به جایگزین پایین باشد، تهدید جایگزین بالا می‌رود و سودآوری صنعت کاهش می‌یابد. در صنعت سیمان ایران، جایگزین واقعی وجود ندارد چون بتن و مصالح ساختمانی جایگزین نمی‌شوند، بنابراین تهدید پایین است و شرکت‌ها قدرت قیمت‌گذاری بهتری دارند. اما در صنعت خودرو، جایگزین‌هایی مثل واردات یا خودروهای چینی تهدید ایجاد می‌کنند و فشار روی سودآوری شرکت‌های داخلی افزایش می‌یابد.

پنجمین و مهم‌ترین نیرو، شدت رقابت در صنعت است.

این نیرو نشان می‌دهد رقابت بین شرکت‌های موجود در صنعت چقدر شدید است. اگر تعداد رقبا زیاد باشد، رشد صنعت کند باشد، محصولات مشابه و بدون تفاوت باشند یا هزینه خروج از صنعت بالا باشد، رقابت شدید می‌شود و حاشیه سود شرکت‌ها کاهش می‌یابد. در صنعت فولاد ایران رقابت شدیدی وجود دارد زیرا تعداد شرکت‌ها زیاد است و محصولات مشابه هستند. اما در صنعت مخابرات (همراه اول و ایرانسل) رقابت کمتر و سودآوری بالاتری وجود دارد چون تعداد بازیگران محدود است.

برای استفاده از این مدل در تحلیل سهام، ابتدا صنعت شرکت مورد نظر را مشخص کنید، سپس هر پنج نیرو را برای آن صنعت بررسی کنید و به آن‌ها امتیاز بدهید (بالا، متوسط، پایین). اگر مجموع فشار پنج نیرو پایین باشد، صنعت جذاب است و شرکت‌های داخل آن احتمالاً سودآوری بالایی خواهند داشت. اما اگر فشار بالا باشد، صنعت رقابتی است و سودآوری سخت‌تر می‌شود.

مثال کاربردی در ایران در صنعت بانکداری، تهدید ورود جدید کم است چون مجوز بانکی بسیار سختگیرانه است، تأمین‌کننده (سپرده‌گذاران) قدرت متوسط دارد، مشتری (وام‌گیرندگان) قدرت متوسط دارد، جایگزین کم است و رقابت بالا است، بنابراین صنعت متوسط تا سخت ارزیابی می‌شود. در صنعت پتروشیمی، تهدید ورود کم است، تأمین‌کننده (دولت) قدرت بالا دارد، مشتری قدرت متوسط دارد، جایگزین کم است و رقابت متوسط است، بنابراین صنعت نسبتاً جذاب به نظر می‌رسد.

پیشنهاد کارگزاری هوشمند رابین: اگر تحلیل صنعت و پنج نیروی پورتر برایتان پیچیده است، صندوق‌های شاخصی مثل هوشمند را انتخاب کنید. این صندوق‌ها در کل بازار سرمایه‌گذاری می‌کنند و شما بدون نیاز به تحلیل تک‌تک صنایع، از رشد کلی اقتصاد سود می‌برید.

نظر خود را ثبت کنید

آدرس ایمیل مورد نظر شما صحیح‌ نمی‌باشد، لطفا فیلدهای ضروری را تکمیل کنید.